X
تبلیغات
زولا

نوستالوژی دهکده خاطرات

تاریخ : دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390 در ساعت 18:06

این فصل سال  یاد خاطرات دهکده٬ نوستالوژی ما را دو چندان میکرد وقتی به آسمان شمال جیرنده نگاه می انداختیم ٬دل تنگ دهکده می شدیم و فلاش بک میزدیم به خاطرات تابستان ( فوتبال ٬ گردش در جنگل٬ شبهای به یاد ماندنی ٬ پیاده روی در مراتع ٬ غروب چشمه و......)روز شماری می کردیم مدارس تمام بشه دوباره اجازه حضور در کنار آنروزها را داشته باشیم البته در فصل بهار  سری به دهکده میزدیم و احساس خودمان را تلطیف می کردیم اما آن لذت تابستان را نداشت . بعضی وقتها به مناسبت کاری دوستان ما همراه پدر یا برادر بزرگتر خود به دهکده سر میزدن ما دورش جمع میشدیم تا خبرهای دهکده را برایمان تعریف کند چقدر کنجکاوی میکردیم .  

زندگی سنتی آنزمان وابستگی زیادی با طبیعت داشت عده ای چوب داری میکردند و خریدار دام بودند در پاییز و زمستان روستا گردی می کردند تا با خرید دام و فروش آن به قبمت بالاتر سودی عایدشان شود ٬ عده ای چاروادار بودند سرمایه شان چند چهار پا بود به وسیله آنها مسافر جابجا می کردند یا حمل بار می کردند تا زندگی آنها هم رونق داشته باشد عده ای هم به زمین های کشاورزی و باغهای خود چشم دوخته بودندکه برایشان عایدی داشته باشه ٬ سخت کوشی مردم مثال زدنی بود هنوز باز مانده های آن نسل سخت کوشند به آنها ادای احترام می کنیم ....بای

نظرات (3)
سلام صبح بخیر هم قبیله
نمیدونم تا حالا دونستی یا نه نصیر درویشوند عزیز جایزه دوم جشنواره رو گرفت
افتخاره گیلانه و ایران
جالب بود
همه مادستمون تودست خداست اگه بهش اعتمادکنیم ودستشورهانکنیم ماروبه جایی میبره که ازرویاهامون قشنگتره
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد