X
تبلیغات
رایتل

ماه محرم در دهکده خاطرات

تاریخ : جمعه 1 آذر‌ماه سال 1392 در ساعت 16:14

در دوران کودکی ماه محرم و عزاداری مردم دهکده برای ما راز آلود بود دو مداح قدیمی دهکده (مرحومان ملا خلیل و ملا کاسی)با مرثیه خوانی در مسجد نزدیک خانه مان نسل ما را به فکر فرو می بردند تما شای زنجیر زنی ، سینه زنی و یا حسین (ع) گویان پدران مان  لذت خاص خودش را داشت ما هم دنبال روشی بودیم تا با آنها همانندسازی کنیم، در خلوت این همانندسازی را تمرین می کردیم تا دهه محرم تمام شود آنگاه نسل ما به تقلید از بزرگترها وسایل صوتی (ظرف روغن ۵کیلویی به جای بلند گو ٬ چند متر نخ به جای سیم ٬تکه ای چوب به جای میکروفون ) را آماده می کرد و دسته ای علف بلند هم به جای زنجیر تهیه می شد  سپس در مراتع اطراف دهکده دسته تشکیل می دادیم و به ترتیب قد صف می بستیم  همه چیز آماده بود برای یک عزاداری کودکانه اما با احساس، هرکس مرثیه های یاد گرفته شده را می خواند تا بهترین انتخاب شود و میکروفون چوبی را به دستش بدهیم او شروع به خواندن میکرد  وما هم  با زنجیر خودمان (علف بلند )بر دوش خود می کوبیدیم  تعدادی درب قوطی  رو غن را هم تهیه میکردیم  و آنها را به هم میزدیم تا سنج هم داشته باشیم این کاررا آنقدر ادامه می دادیم تاکاملا خسته بشیم٬ یعنی ما دهه دوم محرم را عزاداری می کردیم ٬ بزرگان دهکده هم با دیدن ما لبخند می زدند و از کنار ما رد می شدند ٬گاهی وقت ها هم با رنگی شدن لباس صدای مادر  بلند می شد ٬ جالبه از بین کودکانی که مرثیه خوانی می کردند تعدادی در بزرگسالی هم مداح خوبی از آب در آمدند .....یادش بخیر

برگ ریزان دهکده خاطرات

تاریخ : جمعه 1 آذر‌ماه سال 1392 در ساعت 15:49

تنهایی دهکده خاطرات

تاریخ : چهارشنبه 15 آبان‌ماه سال 1392 در ساعت 23:16

گفتیم آن سالها دهکده خاطرات میزبان زمستانه تعدادی از اهالی بود اما اکنون دهکده تنهاست و در سکوت مطلق فرو رفته اگر در این فصل سری به دهکده بزنید بسیار رویایی است باد آرامی در حال وزیدن هست انواع حیوانات(شغال ، روباه ، خرگوش و.....) آزادانه در کوچه های دهکده در حال گشت و گذار هستند ، صدای پای آب چشمه معروفش در هر نقطه از دهکده قابل شنیدن هست ، کوچکترین صدایی به واسطه کوه های اطرافش در دهکده می پیچد و صدای برخورد شاخه های درختان راش جنوب شرقی هم هر از گاهی سکوت دهکده را می شکند وقتی در این فضا قرار میگیرید غرق در طبیعت هستید با یک آرامش پایدار و تجربه شهودی منحصر به فرد که لذت آن فابل وصف نیست اینجاست که رویاهای شما به کار می افتند و به سبک سریالهای انگلیسی صدا وسیما خودت را در کالسکه ای تصور میکنی که دو اسب موتور حرکت آن هستند  صدای سم اسبها در دهکده پیچیده و به آرامی به پیش میروند چند سگ هم در تعقیب کالسکه در حال بازی با هم به اینور و آنور می پرند  تصمیم میگیری به اطراف دهکده سری بزنی و از این سکوت حداکثر بهره را ببرید و زیبایی های دهکده را از نزدیک ملاقات کنید  هر کدام از زیبایی هایش همراه با خاطرات منحصر به فردش در رویا از ذهنت می گذرند بعد از گشت زنی در ارتفاعات دهکده برگشت به کلبه چوبی  در شما قوی می شود از دور دودکش بخاری هیزمی را میبینی که رقص دودش زیبایی خاصی به دهکده بخشیده آرام آرام وارد حیاط کلبه می شوید کالسکه را از اسبها جدا میکنی تا به استراحتگاهشان بروند از پله های چوبی بالا میروی صدای پایت در دهکده می پیچد در انتهای پله ها برمیگردی تا چشم انداز دهکده را یکبار دیگرنظاره کنی جلوی چشمات غروب رویایی دهکده نمایان می شود بعد ازچند دقیقه وارد اتاق چوبی کلبه می شوی گرمای مطبوع بخاری هیزمی وکتری در حال جوشیدن روی آن شما را دعوت به نوشیدن یک چای داغ می کند نشستن در صندلی کوچک چوبی (کتل) کناربخاری و چند خرما همراه چای داغ  لذت طبیعت دهکده را به اوج میرساند.....تا بعد

رویای پاییزی دهکده خاطرات

تاریخ : شنبه 4 آبان‌ماه سال 1392 در ساعت 22:40