X
تبلیغات
رایتل

دوشنبه عزیز در دهکده خاطرات

تاریخ : جمعه 25 بهمن‌ماه سال 1392 در ساعت 01:10

 بعد ازبارش برف سنگین خیلی دلم هوای دهکده  کرده بود ، دوست داشتم دهکده را با پوشش برفی اش ملاقات کنم و دمی در سکوتش بیاسایم ،این امر برابر اصل" رویای هر چیز، وصال آن است" میسر گردید ،با پاترول حرکت کردیم لحظه به لحظه که به دهکده نزدیک می شدیم حس تازگی هم آرام آرام  در ما افزایش پیدا می کرد دو همراه و همسفر ما سکوت پیشه کرده بودند شاید آنها هم دچار یک نوستالوژی با خاطرات خود بودند ، حالا دیگر روی برف ها حرکت می کردیم برف های دپو شده کنار جاده نشان از تلاش راهداران داشت،شیب تند یخ زده ما را به خودمان آورد تا کمی با احتیاط تر طی مسیر کنیم آرام آرام دهکده از دور نمایان می شود" سفیدی و دیگر هیچ" ، سقف آسمان هم پر شده بود از ابر سیروس که نوید روزهای بهتر را می داد ، وارد بخشی از مسیر می شویم که برف زیادی با وزش باد دپو شده، راننده با مهارت خاصی از این تله برف رد می شود و وارد دهکده می شویم رد پای دو نگهبان زمستانی دهکده آدم را به یاد این بیت می انداخت" این خط راهها که به صحرا نوشته اند.....یاران رفته با قلم پا نوشته اند " نزدیکی چشمه معروفش هستیم و صدای پای آب در دهکده پیچیده از دوستان جدا می شوم  ، به سمت خانه پدری حرکت میکنم تا عمق خاطراتم زیرو رو شود ، از آنجا هم به سمت طبیعت برفی ، چندین بار در برف فرو می روم اما کوتاه بیا نیستم !!! باید تا آخر دهکده بروم و مراتع اطراف دهکده را در شمایل برفی ببینم ! ترس خفیفی از ذهنم می گذرد !!! توجه نمی کنم،و ادامه می دهم .... بوق ممتد پاترول نشان از نگرانی همراهان داشت که کجا هستم و تنهایی چه می کنم!!!..............ادامه دارد...تا بعد

نظرات (3)
سلام خوشبحالتون برف خیلی قشنگه .......
دوست خوبم:
سلام ممنون از حس خوبی که به طبیعت دارید
موسیقیش آدمو دلتنگتر میکنه
دوست خوبم:
دلتنگی های دهکده تمامی ندارد
سلام ممنون میشم وبلاگ منو با نام آرک توسکا(جنگل توسکستان) لینک کنید.:
دوست خوبم:
بله حتما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد