X
تبلیغات
رایتل

سکوت پاییزی دهکده خاطرات

تاریخ : جمعه 19 مهر‌ماه سال 1392 در ساعت 03:06

پاییز دهکده خاطرات حس غریبی داشت آرام آرام مردم دهکده کوچ پاییزه به قشلاق را شروع می کردند و با اولین سرمای شدید عده زیادی به قشلاق می رفتند آن سالها حداکثر ده خانوار پاییز و زمستان را در دهکده بیتوته می کردند و بقیه هم راهی جیرنده می شدند! با کوچ اهالی ؛ سکوت معناداری در دهکده حاکم می شد این سکوت برای نسل ما همراه با بغض بود زیرا دوباره بخشی دیگر از خاطرات را در آنجا جا می گذاشتیم  و راهی مدرسه می شدیم  روزهای اول مدرسه چقدر سخت می گذشت !( هنوز هم با پاییز دهکده روبرو می شوم آن حس دوباره به سراغم می آید ) معلم  و مدیر مدرسه هم این حس ها را خوب می شناختند و گاهی به ما طعنه میزدند که در حال و هوای دهکده خاطرات هستیم مخصوصا اگه تکالیف را به موقع انجام نداده بودیم با دعوت اولیا محاکمه می شدیم که چرا از حال و هوای دهکده دور نشدیم :«آینده شما خراب میشه دهکده برای شما آب و نان نمی شه» جالبه خودشان با کوچکترین تعطیلی از حضور در دهکده غافل نمی شدند ؛ روزهایی از پاییز هم مردان دهکده برای تهیه کمبود آذوقه خود به جیرنده می آمدند با دیدن آنها باز هم هوایی می شدیم اما جرات بیانش را نداشتیم !!!تیپ پاییزی مردان دهکده هم خاص بود کت و شلوار و جوراب پشمی تولیدی خودشان ؛ پای افزارشان هم از جنس رزین قرمز رنگ که از قزوین خریداری می شد ؛ یک چوب دستی هم وسیله دفاعی شان بود. با آمدن اولین برف حال و هوای دهکده هم فروکش می کرد ؛آن سالها اواخر مهر ماه دهکده سفید پوش می شد.....تا بعد

نظرات (7)
سلام استاد.چقد زیبا نوشته اید. ...*]آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت/.از روی بعضی ها باید جریمه نوشت/بعضی هارو باید چند بار خوند تا معنیشونو بفهمیم وبعضی هارو هم باید نخونده دور انداخت...
دوست خوبم:
ممنونم هر جور فکر کنید همان اتفاق می افتد پس زیبا بیندیش تا زندگیت زیبا شود
عرض سلام و ادب خدمت شما وبلاگ نویس گیلانی.
متشکریم از بروزرسانی شما.

* مصاحبه با نفر نخست بخش یادداشت کوتاه مسابقه وبلاگ نویسی محدثه
http://8deyblog.ir/38581/
* درد دل با کربلا
http://8deyblog.ir/38561/
* حاجی دیگر نمیخندی…!
http://8deyblog.ir/38540/
* کدام جهاد؟ کدام نکاح؟
http://8deyblog.ir/38529/
* پیوند با خورشید
http://8deyblog.ir/38533/
* سرمایه گذاری پر سود!
http://8deyblog.ir/38519/

موفق و سربلند باشید.
دوست خوبم:
از انگیزه ای که میدید سپاسگزارم
سلام عزیز صمیمی . صبح آدینه تون بخیر و شادی[گل]
...
حسین جنتی

باید که ز داغم خبری داشته باشد
هر مرد که با خود جگری داشته باشد

حالم چو دلیری‌ست که از بخت بد خویش
در لشکر دشمن پسری داشته باشد !

سخت است پیمبر شده باشی و ببینی
فرزند تو دین دگری داشته باشد !

آویخته از گردن من شاه‌کلیدی
این کاخ کهن بی که دری داشته باشد

سردرگمی‌ام داد گره در گره اندوه
خوش‌بخت کلافی که سری داشته باشد !
دوست خوبم:
لذت بردم از محتواش
با سلام و تشکر از حضورتان و نظر لطفتان
موفق و سربلند باشید
دوست خوبم:
ممنونم به دهکده ما خوش آمدید
سلام بسیار زیبا نوشته اید استاد .
قلم تاثیر گذاری دارید.
دوست خوبم:
ممنونم عارفه خانم خوش آمدید
سلام استاد.مثل همیشه سرزنده و شاد می نگارید
دوست خوبم:
ممنونم از حضورتون و لطفی که دارید
سلام ضرغام عزیز،به جان برگهای خشکیده درختان صبور قسم که خاطرات داماش و جیرنده در دل و زبان مردم این دیار ثبت شده و در گذر زمان جاودانه مانده و می ماند،بهره بردم بزرگوار
دوست خوبم:
بله دوست عزیز گاهی یک عکس یا یک نوشته خروارها خاطره را روی سر ما خراب می کند
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد