X
تبلیغات
رایتل

گردوی کوچه باغ یادها

تاریخ : شنبه 3 دی‌ماه سال 1390 در ساعت 05:26

نظرات (5)
من که بادیدن این عکس یاددرخت گردوی وسط روستای مادربزرگم افتادم.درختی که فصل رسیدن گردوهاش زیرش پربودازبچه های قدونیم قد که بعدش هم همه مشغول گردوبازی زیرهمون درخت میشدن و بعضی ها هم مثل من فقط لذت خوردن گردوهابراشون باقی میموندالبته من که مهمان بودم اماخداییش میزبانم میزبانای قدیم اونم توروستا.خوش باشیدوپرخاطره.
سلامی به طراوت جنگل های سر سبز داماش و سردی برفهای منطقه عمارلو و گرمی چای دبشی که در کوه
های پر برف به شیره جانمان قوت می بخشد امیدوارم خوب باشی و سرحال چون اون روز که اومدم دیدمتون زیاد رو فرم نبودید خسته شدیم حوصلمون سر رفت پس کو خاطره جدید!

روح ادم زنده میشه با خاطرات شما
دوست خوبم:
بخش طبیعت درونی شما احساس خوبی را تجربه کرده و این از لطافت روح شماست
دوست خوبم:
مهتاب خانوم خوش اومدی .نوستالوژی تو نوشته هات موج میزنه.موفق باشی
وای گردو
دوست خوبم:
بله گردو
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد