X
تبلیغات
رایتل

لبخند و دیگر هیچ

تاریخ : چهارشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1390 در ساعت 02:42

نظرات (4)
سلام بااینکه دوست نداشتیدحرفای دلیم رووشایددلتنگیهای روزگارم روگاهی فقط بشنویدوسنگ صبورباشید!اماعکسای قشنگی گرفتید.من عاشق لبخندسادهء بچه های روستام.عاشق صداقت نگاهشون ومحوزندگیه گم و خلوتشون.هرچندخاطره هم دارم ازروستااماشیرین> دوست هم دارم توروستااماازدیرباز.امیدوارم روستاوروستایی بارنگ زمانه رنگش رونبازه وصداقت وسادگیش روحراج نگذاره.موفق باشید.
آخه این بی چاره مگه ماشینه 5 نفری روش نشستن؟؟؟؟
سلام.میخوام صادقانه بنویسم.خاطزات زیبا-دلنشین-بی ریاو آمیخته با نگاه قدر شناسانه نسبت به همه ارزشهای قشنگ جامعه ی روستایی بود.من خودم یک روستازاده ام وتمام احساسات پاکی را که خاطرات به همراه داشتند با دل و جان حس ولمس میکردم.دست مریزاد و خداقوت بر قلم دلنشین روانشناسانه ی شما برادر بزرگوار.
بچه های روستایه فرقی دارن بابچه های شهر.اونافقط به دوردست که هدفشون اونجاست نگاه نمیکنن.امابچه های شهرفقط به هدفشون نگاه میکنن.حالااین وسط چه چیزایی که برای این هدف روش پاگذاشته میشه وچه چیزایی که ازبین میره.واقعادلگیره.میتونم بفهمم همهء احساس اون بچه ساده روستایی رو ومیتونم درک کنم نگاه بچه شهری رو.اما سعی میکنم هم هدفمرو ببینم هم طول راه رو.شایدکم باشه وسعت دیدم اما مهم اینه که میتونم ببینم همه این حقیقتهارو.موفق باشیدوپاینده.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد