X
تبلیغات
رایتل

غروب

تاریخ : سه‌شنبه 22 شهریور‌ماه سال 1390 در ساعت 07:10

یاد غروب دل انگیز دهکده توریستی داماش بخیر در بلند ترین نقطه تپه روبروی کلبه  

 ییلاقی مان می نشستم . در این هنگام مه هم مهمان دهکده می شد و دامها هم از چرا برمی گشتند من چقدر دلم برای دیدن دو باره این صحنه ها تنگ شده چقدر آدمهاش ساده و زلال بودند همه  منو تحسین می کردند پیر مردها و پیر زنهایی که دیگه نیستند اما هنوز تاثیر تحسین هاشون  در من هست بعضی ها که پسر نداشتند منو پسرشون می دونستند و با دیدن من فرق سرم را می بوسیدند .

نظرات (2)
سلام استاد.
واقعا یادش بخیر!قلمتو دوست دارم.موفق باشی.
یه چیز بگم؟
ماشالا بس که پسر دوست بودنو هستن با دیدنتون فرق سرتونو می بوسیدن
شوخی کردم ولی نه واقعا قابل تحسینم هستید
یه درخواست تایید نظراتتونو بردارید بهتره هاااااااا
دوست خوبم:
سلام حتما بر می دارم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد